چرايي اهميت زيارت حضرت اباعبدالله(ص)

 
                     عصاره اسلام ناب در نهضت كربلا

مصطفي ياسيني

پس از وقوع حماسه خونين كربلا، جبهه باطل و حاكمان جائر در منزوي كردن و از ياد بردن و تحريف اهداف نهضت امام حسين(ع) تلاشهاي بسياري كردند. در مقابل، امامان معصوم(ع) هر يك پس از ديگري، با تعاليم عملي و گفتاري عميق و ظريف خود ضمن خنثي كردن تبليغات منفي امويان و يزيديان و پيروان آنان، از حماسه حسيني براي هميشه پاسداري كردند. «گريستن در مصائب سيدالشهدا»، «مرثيه سرايي و نوحه خواني»، «برپا داشتن مجالس و اجتماعات سوگواري»، «هزينه كردن اموال براي مراسم بزرگداشت آن حضرت»، «سرودن شعر در زمينه ابلاغ پيام عاشورا و مصائب آن و نيز افشاي جنايات بني اميه»، «يادكردن از امام حسين(ع) هنگام نوشيدن آب»، «بزرگداشت اربعين حسيني»، «ارج نهادن به خاك كربلا و سجده نمودن بر تربت آن حضرت»، از جمله توصيه هايي است كه پيشوايان معصوم(ع) به منظوراحيا و زنده نگهداشتن نام و قيام حضرت سيدالشهداء و پاسداري از نهضت عاشورا بدان اشاره نموده اند. از ديگر اقدامات اولياء دين(ع)، ترغيب و سفارش به «زيارت امام حسين(ع)» در مناسبت هاي مختلف است. با نگاهي گذرا به كتب ادعيه و اعمال ايامي چون نيمه شعبان، نيمه رجب، روز غدير، شب جمعه، شب قدر و 5 مي توان دريافت كه زيارت سيدالشهداء(ع) از معدود اعمالي است كه در اين مناسبتها نسبت به انجام آن تاكيد شده است. حال، جاي اين پرسش است كه چرا ائمه اطهار(ع) تا اين حد به زيارت امام حسين(ع) و زنده نگهداشتن مكتب آن حضرت، اهتمام و توجه داشته اند؟ پيش از پاسخ به اين پرسش، توجه به دو نكته ضروري است:
1- نهضت احياگرايانه امام حسين(ع) قضيه اي شخصي نيست و همانند ساير اولياي بزرگ الهي، جرياني تاريخي است كه سنت الهي محسوب مي شود، از اين رو يقيناً داراي پيام است؛ زيرا سنت هاي الهي بر همگان و در همه عصر ها و نسل ها جاري است و محدود به زمان و مكان مخصوص و افرادي خاص، نيست. كلام خود آن حضرت بصراحت بيانگر «فراگير بودن پيام نهضت عاشورا» است؛ آنجا كه مي فرمايد: «مثلي لا يبايع مثله؛ كسي كه مانند من فكر مي كند با كسي كه مانند يزيد فكر مي كند، بيعت نمي كند» (بحار، ج44.، ص.325). در اين سخن آن حضرت سخن از «مثل خود» و «مثل يزيد» دارد نه از «شخص خود» و «شخص يزيد». بنابراين پيام نهضت حسيني فراگير بوده، محدود به زمان خاصي نيست¤، از اين رو براي همگان و در هر زماني از ابعاد گوناگون مادي و معنوي، فردي و اجتماعي، الگو و قابل تبعيت است. حضرت امام(ره) با بياني گويا و با اشاره به شعار «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» بر اين حقيقت تاكيد ورزيده كه قيام سيدالشهدا(ع) الگوي نمام عيار و قابل پيروي براي ديگران در تمامي دوره هاست: «عاشورا قيام عدالت خواهان با عددهاي قليل و ايمان و عشقي بزرگ، در مقابل ستمگران كاخ نشين و مستكبران غارتگر بود. و دستور آن است كه اين برنامه سرلوحه زندگي در هر روز و در هر سرزمين باشد». (صحيفه نور، ج.16، ص.179)
2- بر خلاف آنچه برخي پنداشته اند، نهضت فرهنگي امام حسين(ع) صرفاً يك حركت سياسي انقلابي نيست، بلكه يك حركت عميق است كه با پشتوانه مكتب و با هدف احياي دين و سنت نبوي و اصلاح امت اسلامي صورت گرفته است؛ همچنانكه خود آن حضرت فرمودند: «انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي» (بحار، ج.44، ص.329). قيام آن حضرت بر اساس اصول بنيادين اسلام و برگرفته از سيره نبوي و علوي سامان يافته است؛ از اين رو قطعاً داراي آثار و پيامدهايي است؛ از جمله:
الف)شخصيت يافتن جامعه اسلامي: يك سلسله پديده هاي اجتماعي وجود دارد كه به اجتماع صفا و نورانيت مي دهد، ترس اجتماع مي ريزد، احساس بردگي و اسارت را از او مي گيرد و در عوض، جرات، جسارت و شهامت مي بخشد. به بيان استاد مطهري: «بعد از شهادت امام حسين(ع)، يك رونقي در اسلام پيدا شد. اين اثر در اجتماع از آن جهت بود كه امام حسين(ع) با حركت قهرمانانه خود، روح مردم مسلمان را زنده كرد، احساسات بردگي و اسارتي را كه از اواخر زمان عثمان و تمام دوره معاويه بر روح جامعه اسلامي حكمفرما بود، تضعيف كرد و ترس را ريخت و به عبارت ديگر به اجتماع اسلامي شخصيت داد». (مجموعه آثار، ج.17، ص.52)
ب) معرفي گروه باطل و احياي اسلام راستين: از پيامدهاي مهم نهضت امام حسين(ع) فاش ساختن چهره دروغين و نفاق گروه باطل بود. واقعه كربلا چهره واقعي و ماهيت حقيقي حاكميتي را كه به نام اسلام بر مردم حكمراني مي كرد، براي افكار عمومي روشن ساخت و تفاوت ميان حكومت موروثي و سلطنتي را با اسلام راستين آشكار ساخت. چنانكه مردم بعد از خطبه غراي امام سجاد(ع) در شام دريافتند كه ريشه هاي انحراف در جامعه اسلامي از كجا سرچشمه گرفته و چگونه گروهي ناحق خود را حق جلوه داده، حاكمين جامعه نوپاي نبوي را به نااهلان سپردند.
ج) احياي ارزشهاي اسلامي و انساني: يكي از آثار اساسي نهضت حسيني، احياي ارزش هاي اسلامي، انساني و اخلاقي است. «حق گرايي»، «آزادي و شرافت»، «دوري از ذلت»، «اصلاحات اجتماعي»، «انزجار از دنيازدگي و تظاهر ديني»، «عدالت خواهي و ظلم ستيزي»، «شجاعت و دليري»، «شهادت طلبي»، «از خود گذشتگي و فداكاري»، «غيرت ديني» و 5 برخي از ارزشهاي انساني و اخلاقي است كه در نهضت امام حسين(ع) تجلي يافت.
د) همبستگي و انسجام اسلامي: بدون ترديد، انسجام و همبستگي شيعه در طول تاريخ، مرهون قيام غرورانگيز عاشوراست و اين واقعيتي است كه دانشمندان و مورخان بدان اشاره نموده اند. استاد حسن ابراهيم، مولف تاريخ اسلام مي گويد: «كشته شدن امام حسين(ع) در تهييج شيعيان و وحدت بخشيدن به آنها تاثير بسياري داشت».
با توجه به مطالب فوق، در پاسخ به پرسش صدر بحث بايد گفت: سفارش پيشوايان معصوم(ع) به زيارت امام حسين(ع) در مناسبتهاي مختلف در واقع دعوت به الگوگيري از نهضت آن حضرت و توجه به آموزه ها و پيامهاي تربيتي، اخلاقي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي قيام عاشورا و در يك كلمه «دعوت به اسلام» است. بطور يقين عاشورا از چنان عمق و ارزشي برخوردار است كه تا پايان تاريخ، پيام آور ارزشهاي والاي انساني و الهام بخش انسانهايي آزاده و خداجو خواهد بود. ائمه معصومين(ع) به منظور آشنايي مردم با اين ارزشها و تداوم خط ظلم ستيزي و عزت طلبي، همواره به زيارت سيدالشهداء ترغيب مي نمودند تا از اين طريق روحيه حق طلبي مردم را تقويت نموده، موجبات بقاي مكتب و گسترش تعاليم و معارف اسلام را فراهم آورند. سيره امام باقر و امام صادق(ع) گوياي اين حقيقت است كه آن حضرات در برپايي مجالس عزا، به جنبه سياسي آن نيز توجه مي نمودند تا با تشكيل چنين مجالسي، مسائل و مصايب و علل مظلوميت امامان بويژه سيدالشهداء(ع) مطرح گردد و مسلمانان به وظايف خود در برابر طاغوت زمان آشنا شوند. در واقع سفارش به زيارت امام حسين(ع) در مناسبت هاي مختلف بدين منظور است كه مسلمانان دائماً به انگيزه ها، فلسفه، اهداف و آثار قيام امام حسين(ع) بينديشند و آن را الگوي رفتاري و عملي خويش در زندگي قرار دهند. به تعبير شهيد مطهري: «وقتي بخواهيم به جامعيت اسلام نظر بيفكنيم بايد نگاهي هم به نهضت حسيني بكنيم. مي بينيم امام حسين(ع) كليات اسلام را در كربلا به مرحله عمل آورده، مجسم كرده است... انسان وقتي در حادثه كربلا تامل مي كند، اموري را مي بيند كه دچار حيرت مي شود و مي گويد اينها نمي تواند تصادفي باشد. سر اينكه ائمه اطهار اين همه به زنده نگهداشتن و احياي اين خاطره توصيه و تاكيد كرده و نگذاشته اند حادثه كربلا فراموش شود اين است كه اين حادثه يك اسلام مجسم است».

پي نوشت:
¤جوادي آملي، عبدالله، شكوفايي عقل در پرتو نهضت حسيني، صص93-91 (نقل به مضمون)

صبح صادق 7 بهمن 1387