مرثیه ی شهادت امام حسن عسکری
محنت دوران به تو همراه بود
هر نفست يک شرر آه بود
همدم تنهاي شبت ماه بود
عمر تو هر چند که کوتاه بود
تا ابد الدهر کني سروري
سيدنا يا حسن العسکري
حيف که قدر تو فراموش شد
نيش بلا بر جگرت نوش شد
نغمه ي توحيد تو خاموش شد
مهدي موعود سيه پوش شد
کرد نفس در دل او آذري
سيدنا يا حسن العسکري
اي جگر غم ز غمت چاک چاک
اي بدنت پاک تر از جان پاک
واي من از اين اِلَم دردناک
با چه گنه شد حرمت تلّ خاک
اي حرمت بارگه داوري
سيدنا يا حسن العسکري
تو گلي و من همه خار توأم
در وطنم دُور ديار توأم
اشک فشان گرد مزار توأم
«ميثم» دلخسته ي دار توأم
بر تو کنم بر تو ستايشگري
سيدنا يا حسن العسکري
حاج غلامرضا سازگار
دوستان بر من و سوز جگرم گريه کنيد
به شرار دل و اشک بصرم گريه کنيد
من جوان بودم و در سن شبابم کشتند
بر دل سوخته و چشم ترم گريه کنيد
حسنم، پاره جگر، مثل عمويم حسنم
بر من و بر عموي خون جگرم گريه کنيد
من و جد و پدرم را به جواني کشتند
در عزاي من و جدّ و پدرم گريه کنيد
من شهيدم ولي از خصم نخوردم سيلي
همه بر مادر نيکو سيَرم گريه کنيد
سال ها بود که در تحت نظر بودم حبس
همه بر قصه ي تحت نظرم گريه کنيد
قبر ويران شده ام گشت بقيع دگري
داغداران به بقيع دگرم گريه کنيد
بعد من مهدي من بي کس و تنها ماند
به غريبي يگانه پسرم گريه کنيد
گريه ي منتظران مرحم زخم دل اوست
بر ظهور خَلَف منتظرم گريه کنيد
به محبان من اعلام کن اينک «ميثم»
همه بر حجت ثاني عشرم گريه کنيد
حاج غلامرضا سازگار